جمعى از نويسندگان
518
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
290 ) بنابراين شريعت ، دستور راه رفتن است و طريقت ، راه رفتن ، اما نه هر راه رفتنى ، بلكه راه رفتنى كه راهرو در آن قصد رسيدن به سعادت و كمال را دارد . در اشعار حافظ طريقت بر حال رفتن اطلاق شده است : ز مشكلات طريقت عنان متاب اى دل * كه مرد راه نينديشد از نشيب و فراز روندگان طريقت ره بلا سپرند * رفيق عشق چه غم دارد از نشيب و فراز وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم * كه در طريقت ما كافريست رنجيدن ( ديوان حافظ ، 1375 ، ص 152 ، 151 ) حضرت امام خمينى رحمهالله نيز در ديوان خود ، اصحاب طريقت را كسانى مىداند كه حركت در مسير استكمال نفس را آغاز كردهاند : ( ديوان امام خمينى ، 1374 ، ص 138 ) بر در ميكده از روى نياز آمدهام * پيش اصحاب طريقت به نماز آمدهام از نهانخانه اسرار ندارم خبرى * به در پير مغان صاحب راز آمدهام مفهوم حقيقت ؛ « حقيقت » از كلمات مهم و كليدى اهل نظر و آخرين منزل سالك از منازل سه گانه ( شريعت ، طريقت و حقيقت ) است . گفته شده است كه : شريعت ، امر به التزام عبوديت است و حقيقت ، مشاهده ربوبيت و هر شريعتى كه مؤيَّد به حقيقت نباشد مقبول نيست و هر حقيقتى كه مقيّد به شريعت نباشد غير محصول است . ( رسالة القشيرية ، ص 127 ) و نيز گفته شده است كه : حقيقت عبارت است از معنايى كه نسخ بر آن روا نباشد و از عهد آدم تا فناى عالم حكم آن متساوى است . شريعت از مكاسب است و حقيقت از مواهب ؛ ( هجويرى ، 1358 ش . ص 499 ) معانىِ لغوى و اصطلاحى شريعت در لغت را عمل نوشيدن آب گويند و در اصطلاح ، عبارت است از امور دينى كه حضرت عزّت جهتِ بندگان به لسانِ پيغمبر تعيين فرموده از اقوال و اعمال و احكام كه متابعتِ آن سببِ انتظام امور معاش و معاد باشد و موجبِ حصول كمالات گردد و شاملِ احوال خواص و عوام بوده ، جميعِ امّت در آن شريك باشند ، زيرا شريعت ، مظهر فيضِ رحمانى است كه رحمتِ عام است . طريقت در لغت ، مذهب است و در اصطلاح ، سيرى است مخصوص به سالكانِ راهِ اللّه ، از قطعِ منازلِ بُعد و ترقّى به مقامات قُرب . يعنى سالك راهِ حقيقت ، بعد از آن كه از مقامِ فنا به مرتبهى بقا بيايد با وجودِ آن قرب و كمال ، بايد كه شريعت را كه دين و طريقهى حضرتِ